شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

163

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

مفيد نباشد « 1 » و آئينه‌دارى در محله كوران نافع نيايد « 2 » [ و با مار « 3 » بر وفق و رفق و مدارا مصاحبت نمودن و دست بر پشت شير و ناب نهنگ كردن و به تلطف ماليدن ، هيچ فايده نكند و نفسى را كه محل شطط و اقتحام باشد ، آن را به خصايل حميده ، به مقام اعتدال آوردن در نزد عقل مستحيل * 55 مىنمايد ] مرا يقين است كه طباع آن سباع قابل پذيرفتن پند و مستعد نيوشيدن وعظ و تذكير نيست « 4 » . محل قابل و آنگه نصيحت قائل * چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال اين مهم از بند امتناع به مهلت برآيد و صيانت اين نام و ننگ را انديشه بايد كرد و مىترسم كه اگر در تدارك اين كار تهاون « 5 » به خود راه دهم و زمام نفس در قبضه غفلت و اهمال نهم ، بعد از آنكه ملك موروث و مكتسب بر باد آيد « 6 » به سست‌رايى و وضاعت * 56 و نرم‌خويى و ذراعت « 7 » در افواه خدم و سپاه افتم و از نصيحت مولف كتاب « 8 » : توانى « 9 » گاه فرصت ناتوانى است * مكن آنجا توانى « 10 » * 1 / 56 تا توانى اذا قعد الرّجال عن المساعى * فما فضل الرّجال على الغوانى ؟ * 57 بىبهره مانم ، ايرج بار ديگر در آن استدعا ، الحاح و اقتراح * 58 زيادت نمود و مبالغه از حد وجوب بگذرانيد . ، شاه ناچار ملتمس او را به اجابت مقرون گردانيد « 11 » و او دل بر عزيمت نهاد ، و « 12 » از منزلگاه اجتماع به گذرگاه وداع آمد و زمين خدمت ببوسيد و گفت اگر در فضاى قضا ، مجال اهمال ممكن است « 13 » و رزق مقسوم در دار دنيا باقى

--> ( 1 ) - ج : نيايد . ( 2 ) - ج : نباشد . ( 3 ) - اساس : ندارد . ( 4 ) - ج : + و آماده اصفاء نصيحت نى . ( 5 ) - ب و ج : تانى . ( 6 ) - ج : رود . ( 7 ) - ب : - و نرم‌خويى و ذراعت . ( 8 ) - ج : + كه گويد . ( 9 ) - ج : تانى . ( 10 ) - ج : تانى . ( 11 ) - ب و ج : داشت . ( 12 ) - ب و ج : + هم در آن هفته . ( 13 ) - ج : - است .